۱۳۹۰ خرداد ۳۱, سه‌شنبه

الماس,فقط با الماس بریده میشود

تجاوز در خمینی شهر
تجاوز در کاشمر
تجاوز در گلستان
.
.
.
داستان چیست؟
یا بهتر بگوییم پشت پرده این داستان ها چیست؟
تجاوزها موضوع جدیدی نیست
موضوع تجاوز احتمالا همیشه وجود داشته
اما چرا اینبار پی در پی رسانه ای میشود؟
پمپاژ رسانه ای پی در پی آن چه هدفی دارد

نمی خواهم بد بینانه نگاه کنم
اما هر گاه در رسانه های ایران خبری با این وسعت پخش میشود بیانگر اتفاقاتی در آینده است

دوستی میگفت
برای آنکه الماس را ببری باید حتما از الماس استفاده کنی
اگر سالها مردم در مقابل جشنها و  گردهمایی های خصوص شان مقاومت کردند و حکومت نتوانست راه به جایی ببرد , شاید اینبار برای حذف آزادی ها دست به دامن نیرنگی جدید شده اند
شاید هم نه و اینبار واقعا بدنبال حل مشکلند ...آینده روشن خواهد کرد  




۱۳۹۰ خرداد ۳۰, دوشنبه

سی خرداد,روزی که همان بچه سوسول ها جان بر کف نهادند تا معنای کلمه جان بر کف را دوباره تعبیر کنند


امروز 30 خرداد
یادآور حداقل 2 روز خونین در خیابان های تهران
 خرداد اول اگرچه تلخ اما یک تفاوت عمده با 30 خرداد دوم که 28 سال پس از اولی بود داشت
در 30 خرداد 88 مردمی با دست خالی و در مسالمت آمیز ترین نوع اعتراض به خیابان آمدند
اما کفتاران رهبر مملکت ما (بخوانید دیکتاتور مملکت ما ) از هیچ کوششی برای قلع وقم مردم دریغ نکردند.
آنروز همه چیز بود جز تانک
 

از ایستهای بازرسی با مسلسهایی در دست
تا ماشینهای نظامی و  صدای تیراندازی که تا انتهای شب هم شنیده میشد
 

آری دیکتاتور دستور داده بود این داستان خاتمه یابد
بهر قیمتی
حتی به قیمت کشتن مردم خود


روزی که بنا به آمار رسمی پخش شده از بنگاه دروغ پراکنی رژیم حداقل 30 نفر بصورت رسمی و تایید شده  و 51 نفر غیر رسمی به شهادت رسیدند
 
روزی که همان بچه سوسوسل ها(البته از دید آقایان)  جان بر کف نهادند تا معنای کلمه جان بر کف را دوباره تعبیر کنند

تعبیری که برای جان بر کفان ولایت فقط تا جایی معنا دارد که قدرت در دست حاکمیت باشد و ترس از بازداشت و شکنجه و تجاوز نباشد و مسلح به انواع تجهیزات سرد و گرم باشند
بله اتفاقا همه تقصیرات متوجه شخص خامنه ای است
همه به یاد دارند که در آن نماز جمعه کذایی چه کسی دستور قتل عام مردم را داد
همه به یاد دارند که در آنروز چه کسی گفت
خون های ریخته شده در روزهای آینده متوجه کسانی است که مردم را به حضور در خیابان دعوت میکنند
همه به یاد دارند
که چه کسی با تهیج جماعتی تا بن دندان مسلح گریه کرد و از جسم ناقص و ....اینها گفت
همه میدانند که او میتوانست جور دیگری سخن بگوید و نگفت چرا که هیچ دیکتاتوری براحتی از قدرت دست نمیکشد

خامنه ای یا از اتفاقاتی که در پیرامون او میگذرد با خبر است  و سکوتش نشانه رضایت است و یا بی خبر است که ضعف مدیریت او در اداره کشور است و در هر دو صورت مقصر تمام اتفاقات است

توسل به یا علی گفتن و جایگاه الهی او .... یا خوب بودن خودش و بد بودن اطرافیانش!!!!دردی دوا نمی کند
با این صحبت ها نه دست تا مفرغ در خون دیکتاتور تطهیر می شود و نه دل مردم صاف
جایگاه حکومت مادام العمر او خود به خود فساد آور است و بس
 

۱۳۹۰ خرداد ۲۹, یکشنبه

۱۳۹۰ خرداد ۲۳, دوشنبه

می خواهیم انقلاب کنیم/مبارزه مدنی کنیم/رفرم/اصلاحات...دقیقا بدنبال چه چیزی هستیم؟


اتفاقات اخیر در کشور های عرب منطقه  اگر هیچ نفعی برای جنبش سبز نداشته باشد لا اقل  یک کلاس درس فشرده برای آنان است که بدنبال تغییر هستند .
مطالب پیش رو  یک تحقیق آکادمیک جامعه شناسی نیست بلکه مشاهدات من از پیگیری مستمر حداقل 6 انقلاب  در کشورهای خاورمیانه  و شمال آفریقا  و  از جمله انقلاب سال 57 ایران است
برای اینکه ببینیم ایراد کار ما کجاست  ؟
اگر هدف انقلاب است  این مسیرش نیست. اگر هدف اصلاحات  در چارچوب نظام است ....
در مثا ل ها بیشتر از سوریه و لیبی بدلیل تشابه نوع حکومت (از جهت عدم  ارتباط با جامعه جهانی  و واکنش آنها در قبال اعتراضات و ...)استفاده شده است
اصلاحات
اصلاحات تنها در شرایطی امکان پذیر است که ابتدایی ترین قدم آن  یعنی حذف حکومت مادام العمر وبرگزاری رفراندم امکان پذیر باشد و اراده ای از جانب مجموعه حاکمیت و مشخصا شخص دیکتاتور برای تغییر وجود داشته باشد .
با نوجه به تجربیات دوران اصلاحات و حضور یک قدرت خودکامه مطلقه به اسم ولایت فقیه  عملا  ایجاد اصلاحات  غیر ممکن است.

دیکتاتور هیچگاه کوچکترین علامتی دال بر تغییر  و اصلاح شرایط نشان نداده است .رضایت او از وضع موجود برای همه مشهود است  چه آنکه از توقیف فله ای  روزنامه ها و نظارت بر عملکرد نمایندگان مجلس و حمایت از نظارت استصوابی(جهت ایجاد دور باطل در نظارت خبرگان و غیره) دال بر این موضوع است . حتی در آن نماز جمعه کذایی تاکید داشت که  نظام (نظام هم که اسم مستعار خودش است )حاضر به عقب نشینی نیست (و اصولا تمام دیکتاتور ها تنها در صورت فشار تمام عیار حاضر به عقب نشینی هستند و لاغیر)
 
 
انقلاب
شروع هر حرکتی غالبا  از یک جرقه کوچک شروع شده  و نیروهای سیاسی تنها آتش این حرکتها  را شعله  و رتر کرده اند . 

بعبارت دیگر  تقریبا هیچگاه حرکتهای سیاسی  نتوانسته منجر به شروع انقلاب شود و تنها نقش مکمل را داشته اند.

در انقلاب  57 ایران جرقه از چاپ مقاله در روزنامه اطلاعات /در تونس از خود سوزی یک جوان/در سوریه از دیوار نویسی چند بچه در شهر درعا و بازداشت و شکنجه بچه ها و والدینشان/در لیبی از کشته شدن یک نفر در بنغازی /در یمن از حمله به دانشجویان در شهر تعز و...

 بهنگام  شروع بهار عربی در منطقه  بودند کشورهایی چون اردن و عمان و کویت  که به تاسی از آن قیام ها  حرکت هایی انجام دادند که امروز خبری از آن نیست

پس از دید من برای انقلااب مطلقا نیاز به یک جرقه است و کار ما تنها شعله ور تر کردن آن جرقه .  ایجاد جرقه ساختگی توسط ما یحتمل ره به جایی نمیبرد

اخوان المسلین در سوریه  پس از سالها مبارزه و پس از سرکوب وحشیانه در سال 1982 در شهر حماء(بین 20 تا 30 هزار نفر کشته در 5 روز) عملا پشت پرده بود و تحرک چندانی نداشت تا به امروز که تمام سوریه به پا خاستند .

جامعه معمولا درست در زمانی که هیچ کس احتمال حضور مردم را نمیدهد متشنج میشود
همانند یک فنر که پس از مدتی فشرده میشود و بیکباره در میرود آنوقت هیچ چیز جلو دارش نیست
اما اگر همین فنر ذره ذره و در مقاطعی که هنوز کاملا فشرده نشده رها شود ......
همانطور  که در خرداد 88 هیچکس احتمال یک در هزار هم از  حضور خودجوش میلیونی مردم در خیابان ها را علیرغم تهدید به تیراندازی نمیداد  
 
1)اهداف
 
 برای هر انقلابی مشخص کردن  اهداف ضروری ترین سرفصل کار است
اگر انقلاب چند هدف مشخص نداشته باشد پس از مدتی  دچار ریزش خواهد شد . کسی که نداند برای چه هدفی باید به خیابان بیاید اصلا نمی آید
یک روزی بدتبال پس گرفتن رای و یک روز بدنبال .....(جای خالی باید پر شود)
حذف دیکتاتوری اگرچه میتواند فصل مشترک  نیروها باشد اما یگانه  هدف نمیتواند باشد . بسیاری از مردم عامی هنگامی که با اعتراضات ایران روبرو شدند اولین واکنشی که نشان دادند این بود:
اینها کیا هستند ؟ باز ماهواره ها گفتند مردم بیان خیابون؟!؟!!
این یک ضعف عمده جنبش است که هنوز بعد  از دو سال نتوانسته  اهداف خود را مشخص کند (بماند که بخش عمده آن  برمیگردد به عدم خروج از نظام !!! )
در سوریه  همزمان با شروع اعتراضات 8 سرفصل مشخص شد از جمله :
-لغو شرایط فوق العاده
-حذف بند 8 قانون(مربوط به حضور قانونی فقط از طریق حزب بعث)
در مصر هم لغو شرایط فوق العاده و رفتن حسنی مبارک از قدرت
در لیبی  حذف کتاب سبز (جایگزین قانون اساسی ) و رفتن قذافی
 2)برنامه ریزی مدون برای هر نوع  عکس العمل حکومت  
 عکس العمل حکومتهای دیکتاتوری متناسب با عمق بحران است
اگر حکومت ایران در طی این دو سال تانک و هلیکوپتر به خیابان نیاورد نه از روی دلسوزی و مماشات که تنها به علت کافی بودن نیروها  برای سرکوب بود
در مصر و در 3 روز اول اعتراضات فقط نیروهای پلیس حضور داشتند در سوریه و یمن هم تا 1 ماه اول بهین ترتیب بود  اما با اوج گیری اعتراضات ارتش و تانکها جایگزین پلیس ضد شورش شد
مسئله اصلی این بود که مردم وحشت زده  نشدند . دست و پایشان را گم نکردند
وقتی حکومت سوریه اینترنت را قطع کرد مردم موبایلهای ماهواره ای ثریا  خود را فعال کردند تا هم صدایشان به خارج برسد و هم مردم دیگر شهرها بی اطلاع  از اوضاع نباشند
وقتی نیروهای حکومتی به مردم تیراندازی میکردند موادی دود زا برای  ایجاد اختلال در کارشان  درست کردند
الان هم  که هلیکوپترها  به هوا رفته اند بدنبال پیدا کردن راه دیگری هستند
حال برنامه  ما در مقابل چنین رفتارهایی چیست؟
3)انقلاب یک حرکت فراگیر در تمام شهرها
ایرانی که  بیش از 70 میلیون جمعیت با 100 هزار نفر حکومتش ساقط نمیشود.
حال سئوال ایسنت که چرا مصر با همین جمعیت و تعداد توانست ؟
مصر بدلیل وابستگی به جامعه جهانی/بدیلیل ارتباطات خارجی نمی توانست یا نمی خواست  خبرنگاران خارجی را از کشور اخراج کند . وقتی چندین خبرنگار و چندین دوربین مستقیم میدان تحریر را نشان میداند حکومت چاره ای جز فرستادن چند شتر نداشت .
اما در عوض وقتی مردم در شهر حمص سوریه در میدان اصلی آن بسط نشینی کردند بدلیل عدم پوشش خبرنگار خارجی و عدم التزام سوریه به قوانین بین المللی مردم سوریه پس از چند ساعت به رگبار بسته شدند و میدان خالی شد.
صحبت اینست:
 برای انقلاب باید غالب شهرها به پا خیزند . در لیبی ابتدا در بنغازی و در پی آن بریقه /راس لانوف/زنتان/مصراته و....در سوریه ابتدا درعا بعد قامشالی/حمص/حماء/دیرالزور/لاذقیه/بانیاس/جاسم و.... در تونس و یمن هم بهمین شکل
 
4)استمرار
ایران با درآمد های سرشار نفتی  و جمعیت فراوان  دارای پتانسیل  مصرفی بالا برای هر دیکتاتوری لقمه چرب و نرمی است که براحتی  از آن دست نمیکشد. سابقه دو ساله و بلکه 32 ساله هم همین را نشان داده .
پس این یک خیال خام است که دیکتاتور کشور ما  به این راحتی ها وا بدهد .
انقلاب حرکتی یک روزه یک هفته ای یا یک ماهه نیست .

مدل مصر 18 روزه  به هیچ وجه نباید ملاک عمل ما باشد.مصر نه نفت داشت و نه نیروی سرکوب درست و درمون
مصر وابسته به توریست بود که با  محدود شدن آن و مسدود شدن بازار سهام  و .... عملا اقتصاد مصر در همان مدت کوتاه فروپاشید
اما ایران ؟؟؟؟
کمترین زمان متصور برای انقلاب ایران با توجه به نمونه سوریه از زمان استارت تا فراگیری  4 ماه است
 
5)کشورهای خارجی
تمام مواردی که در بالا  گفتم  حداکثر 50 درصد حرکت در یک انقلاب است. 50 درصد الباقی به جامعه جهانی وابسته است
در تونس و مصر و ایران ببینید . اگر فشار دولتهای اروپایی و آمریکا بر  حاکمان آنها نبود اگر مرتب از شاه ایران نمی خواستند تا به مردم اجازه فعالیت دهد اگر مرتب از حسنی مبارک نمی خواستند که همین حالا از قدرت کنار برود .
 اگر وقتی از قذافی خواستند از قدرت برود و او نرفت و سپس حمله کردند(که  البته اگر  حمله نمیکردند قذافی مخالفان را قورت داده بود)
و اما
اگر امروز که در سوریه با وجود این همه رشادت مردم و شهادت نزدیک به 1400 نفر در 3 ماه هنوز بشار اسد در قدرت است  و حمله نظامی به سوریه نمی شود  و حتی  فشار کافی برای حذف حکومت سوریه نمی آید
......
خود پیدا کنید پرتقال فروش را ؟
 
و اما کلام آخر
دموکراسی یعنی هم اکثریت و هم اقلیت به رغم حضور اکثریت در قدرت از حقوق مشترک برخوردار باشند
هر دو اجازه راهپیمایی اجازه تلویزیون اجازه روزنامه و ... داشته باشند
پیش از هر چیزی فراگیری این موضوع برای مردم از هر چیز واجب تر است
 

۱۳۹۰ خرداد ۲۰, جمعه

فاصله خواسته های ما در فضای مجازی و خواسته ها در فضای حقیقی


از مسعود بهنود بدم می آمد . او را شاخه برون مرزی وب سایت هایی چون الف و خبر آنلاین و.. میدانستم که جز دو روز کاسه لیسی حکومت ایران چیز دیگری نمی خواهد
اما
امروز که حرفهای  او را در برنامه صفحه دو بی بی سی فارسی شنیدم  صحبت های او را پر بی راه ندیدم
صحبت بر سر انتخابات و جایگاه اصلاح طلبان حکومتی بود و اینکه آیا مردم در این انتخابات شرکت خواهند کرد یا نه؟

این را تا اینجا داشته باشید تا دوباره برگردیم به موضوع

مدتی است فضای حقیقی را به فضای مجازی ترجیح داده ام و در بین آدم های دور از دنیای سایبر قدم میزنم
با آنها که حتی در راهپیمایی های  خرداد و شهریور و آبان ...88 حضور داشتند
آنها که امروز دیگر در قید و بند این موضوعات نیستند
بدنبال اینکه ببینم آنانکه در آن روزها بودند و الان نیستند . چه هدفی داشتند و چه میخواستند
راستش را بخواهید از این جماعت بی خیال عذاب میکشیدم
از جماعتی که حتی اخبار را هم دنبال نمیکنند مبادا آزرده خاطر شوند!!! با خود فکر میکردم اینها با ماهیت دیکتاتوری مشکل دارند
با اینکه کسی تمام قدرت را در اختیار داشته باشد مسئله دارند . با اینکه فردی قدرت مادام العمر داشته باشد
و چون به آن خواسته(حذف دیکتاتور) نرسیده اند سر خورده شده اند ..... ولی متاسفانه حقیقت این نبود
بسیاری از این جماعت نه دغدغه آزادی بیان داشتند و نه دغدغه روزنامه و تلویزیون آزاد . مهمترین خواست آنان آزادی اجتماعی بود نه سیاسی
برای اینان حذف گشت ارشاد و اجازه برگزاری میهمانی یا یکی دو درجه بالاتر آینده شغلی و وضع اقتصادی خوب مهمتر از همه چیز است
حال چه فردی دیکتاتور مطلق باشد چه نباشد , چه بسا که اگر این فرد به چند مورد بالا اهمیت دهد دیگر ملالی برایشان نیست 
 
یقینا خواسته های این افراد با کسانی چون من که مشکلشان شخص دیکتاتور است نه یک وجب لچک حجاب اجباری  , زمین تا  آسمان متفاوت است
 
حال بر میگردم به همان صحبتهای مسعود بهنود
او میگفت :
اگر امروز گوگوش و علی دایی و .. کاندید انتخابات شوند , بسیاری از مردم با اشتیاق به اینان رای خواهند داد مثل همه جای دنیا
میگفت دغدغه مردم شرایط اقتصادی خوب و نیم بندی آزادی اجتماعی داشتن و در یک کلام زندگی  آرام است و بس
فرقی نمیکند دیکتاتوری باشد یا نباشد 

اینها را گفتم تا شاید از حصاری که دور خود در فضای مجازی پیچیدیم  کمی فاصله بگیریم

خلاصه کنم
بخش وسیعی از جامعه ایران بسیار با فرهنگ ما!!!(که من به آن خیلی اعتقاد ندارم ) درست یا غلط . هدفی متفاوت ازمن و  دوستان فعال در فضای مجازی دارند 

۱۳۹۰ خرداد ۱۲, پنجشنبه

حکومت اقتدار - اقتدار حکومت

اقتدار برای حکومتهای دیکتاتور واژه ای آشناست
واژه ای که بواسطه آن بادی در غب غب هودارانش می اندازد تا چند سال بیشتر در راه رضای خدا چنگ بقدرت بزند
در چنین  حکومتهای مقتدری جلوی پرواز بلند پایه ترین مقام آلمانی گرفته میشود و پس از آن در اوج اقتدار ایراد از کدهای پروازی گرفته میشود.
در حکومت اقتدار  با سربلندی التماس برقراری رابطه با مصر تازه انقلاب میشود حال با روابط دیپلماتیک یا با جاسوس!!در ماهیت آن تفاوتی نمی کند مهم برقراری رابطه است به هر قیمت .
در حکومت اقتدار برای آزادی خواهان بحرین بدون واهمه کشتی تا فاصله 5 کیلومتری!!! مرز میفرستند و در عین اقتدار بر میگردند
در اوج اقتدار حکومت حتی از کشور دوست و برادر(سوریه ) هم یاد نمیگیرند تا یک عفو نصفه و نیمه برای زندانیان سیاسی صادر کنند.
در حکومت اقتدار تنگه هرمز به کسری از ثانیه بسته خواهد شد اگر اراده کنند.






اما دراقتدار حکومت  همین  بس ,  که از مراسم تشیع جنازه یک منتقد  دلسوز نظام(و نه برانداز) آنهم نه  در پایتخت و با جمعیتی زیر سه هزار نفر چنان وحشت میکند که دو برابر تشییع کنندگان  نیرو می آورد .چنان وحشت میکند که عکس آن مرده را هم تاب نمی آورد مبادا جنازه از تابوت برون آید و یقه  سربازان بد نام یزید زمان را بگیرد .
این حکومت اینقدر مقتدر است که به مسجد رفتن چند نفر برای خواندن فاتحه برای مرده , سبب تضعیف اقتدار آن میشود  .
حکومت اقتدار آنقدر مقتدر است که  زنانی چون نسرین ستوده و هدایت گلرو و هزاران ناشناخته دیگر را به بند میکشد مبادا در خارج از زندان به سرنوشت هاله سحابی گرفتار آیند
در اقتدار حکومت همین بس که فردا اگر چند نفر متوهم  انگشت شمار  !! حتی با دهان دوخته شده برای پیاده روی در پیاده روی خیابان بیایند , پادگانها در عین اقتدار تعطیل و به پیاده روها انتقال میابد


مشروعیت به زور سر نیزه مانده است و بس
الباقی به غیرت  مردم  مسافر جاده های شمال بستگی دارد تا لااقل اخبار مملکتی را  دنبال کنند       

۱۳۹۰ خرداد ۱۱, چهارشنبه

مردمانی که رگ غیرتشان دیر بجوش می آید

 حسبنا الله و نعم الوکیل 
نمی دانم چه بگویم .از صبح  که خبر فاجعه شهادت یک مادر در روز خاکسپاری پدرش را شنیدم به خدا خشکم زد
برای اولین بار بود که دوست داشتم این خبر تکذیب شود.از ته قلب آرزو میکردم کذب باشد , اما نبود
تا چند ساعت اصلا نمی دانستم چه کنم .عمق فاجعه اینقدر زیاد بود که واقعا نمی دانم چه بگویم
چه بگویم از دیکتاتوری که روی رژیم های فاشیستی و استالینی را هم سفید کرد
یزید و آل یزید در پیش او رو سفید هستند
یزیدی که با خاندان حسین بن علی که اسیر جنگی بودند چنان نکرد که او با خانواده ای که هنوز از داغ بزرگ خانواده رها نشده باید برای مراسم خاکسپاری مادر 
برنامه ریزی کند
به والله سخت است . حتی تفکر آن هم سخت است

حکومتی که داعیه عدل علی دارد حتی بروایت کشیدن خلخال از پای زن یهود اعتقاد ندارد
چه گویم از اینکه حتی اگر هاله سحابی بر اثر ضرب و شتم کشته نشده باشد ,  از وحشت رویت سپاه یزید حتما کشته شده و اساسا اینکه چرا باید این نیروها در مراسم خاکسپاری یک جنازه حضور یابند؟
نمی دانم 
حال که به شرافت دیکتاتور امیدی نیست  , از شرافت سپاهی و بسیجی و پلیس امنیت چیزی مانده؟  


اما آنچه میخواهم بگویم اینست
چند روزی است از فضای سایبر دور هستم و شاید در فضای حقیقی با مردمی بیشتر  روبرو هستم
مردمی که شاید در , گیر و دار وبسایت ها نیستند اما غرق در روزمرگی زندگی
با خیلی ها از جنس های مختلف حرف زدم . کنکاش کردم تا شاید پاسخی برای کنجکاوی های خود بیابم  
صحبت هایی که درپی می آید شاید خوشایند بعضی نباشد اما حقیقتی تلخ است که نه یک نظرسنجی رسمی که دل نوشتهای من به زبان عامیانه همان مردم عامی است

وقتی امروز خبر قتل هاله سحابی را به بعضی دادم  واکنشهای متفاوتی دیدم

متاسفانه غالب آنان که دل در گروی مخالف با نظام دارند سردترین واکنش را نسبت به این موضوع داشتند وبه  دنبال قیمت جدید مسکن و ... در بهترین حالت آن دیکتاتوری همینه دیگه!! را شنیدم
    
جمله ای که عرقی سرد بر بدن یخ زد من بود

اما شدید ترین واکنش از جانب آنان که حتی مخالف نظام نبودند اما انگیزه های دینی شان غالب بر انگیزه های دیگرشان بود دیدم


شرمنده از آنم که بگویم 
ما با غالب مردمی روبرو هستیم که رگ غیرتشان حتی اگر به جوش بیاید ,  خیلی دیر به جوش می آید    

۱۳۹۰ خرداد ۳, سه‌شنبه

برای آنانکه رفتند تا از عزت میهن خود دفاع کنند ...اما

برای آنانکه رفتند تا از عزت میهن خود دفاع کنند . برای آنانکه رفتند تا از لوس وجود استبداد مملکت را برهانند  و برای آنانکه رفتند تا پرچم آزادی بر زمین نیفتد


 
اما بسی حیف که ثمره آن خونهای پاک....رهبری فردی شد که خود در مقام یک مستبد تمام عیار
خونهایی به نا حق از مردم خود را بر زمین ریخت
 

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۶, دوشنبه

اصلاحات در ساختار نظام ایران معنی ندارد

اصلاحات در نظامی که مجلس آن  بجای قانون گزاری  مطیع امر رهبر است و چشم به دهان رهبر که چه تصویب کند یا نکند
 
اصلاحات در نظامی که دولتش حق جابجایی وزیر بدون نظر رهبر را ندارد و باید دولت در راستای منویات مقام عظمی حرکت کند

اصلاحات در نظامی که قوه قضاییه اش که باید مجری عدالت باشد و از رهبر تا دولت را محاکمه کند منصوب خود رهبر است و قاضی القضات  در صورت انحراف خود به زندان خواهد رفت

اصلاحات در نظامی که مجلس خبرگان آن که وظیفه نظارت بر کار رهبر را دارد , باید از فیلتر
شورای نگهبان منصوب خود رهبر عبور کند
اصلاحات در نظامی که برای برگزاری رفراندم نظر رهبری باید تامین شود
اصلاحات در نظامی که رهبر در جایگاه پیغمبر و بعضا بالاتر از خدا قرار دارد
اصلاحات در نظامی که در یک کلام رهبری حرف اول و آخر را میزند یعنی دور باطل
اصلاحات در ساختار چنین نظامی معنی ندارد

شرفی که حکومت اسراییل داشت و رژیم های ایران و سوریه ندارند

جدا از آنکه اســراییل حداقل مردم خود را نمی کــشد , در نظام شیطانی اسـراییل !!!    لا اقل  اینقدر شرف وجود دارد که جنازه کشته شدگان خارجی را به خانواده های آنان تحویل دهند اما در نظام ولایت فقیه و همسنگر آن بشار اسد , از تحویل جنازه برای مراسم خاکسپاری هم امتناع میشود

 

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۴, شنبه

سر اومد زمستون به یاد امیر جوادی فر

و مپندارید آنان که در راه خدا و برای دفاع از حق شهید شده اند، مردگانی هستند، بلكه آنان زنده اند......


آنان نامشان در تاریخ ثبت خواهد شد


 

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۰, سه‌شنبه

نامه جمعی از وبلاگ نویسان سبز خطاب به مبارزان سوری

مبارزان استوار سوری
 
موج برخاسته از  سرکشی مردمان از زیر یوغ بندگی ظالمان، با گذر از ایران و تونس و مصر و لیبی و یمن و بحرین،  امروز قدرتمندتر و عظیمتر،  به کاخ حاکمان سوریه رسیده است.  گویی که این موج سرکش سر ایستادن ندارد و مشعل آزادیخواهی دست به دست گشته و اینک بر فراز دستان شما مردمان سوریه قرار گرفته است. مشتان گره کرده و اراده با شکوهتان و پایداری سرسختانه تان  به رغم شدت سرکوبها و خونریزیهای دستگاه فاسد و سرکوبگر حاکمان سوری، تحسین ایرانیان و جهانیان را برانگیخته است.


 آزادیخواهان ایران نیز که خود ذیل لوای پرچم سبز مبارزه، به فردای آزادی چشم امید بسته اند، از روز نخست کنجکاوانه و مشتاقانه مبارزه شما مردم سوریه را دنبال می کنند و پیروزی تان را به آرزو نشسته اند و خود را در خشمها و هیجانها و امیدهایتان شریک می دانند. دریغ که آن سوی میدان، حاکمانی نشسته اند که قلب های مرعوبشان مانع از درک حماسه حضور مردم می شود و از هراس فرو ریختن بنای استبدادشان حکم به خونریزی می دهند و بر موج خروشان مردم شمشیر می کشند و نمی دانند که  موجهای بلندتر که از پی می آیند به مراتب ویرانگرترند.


برای هر ملت، روزی فرا می رسد که شرافت و سربلندی خویش را در بوته آزمایش می بیند و برای پاسداری از آن ناگزیر به قیام می شود. حماسه ای که شما مردم سوریه به تصویر کشیده اید حماسه ای آشنا برای ما مردم ایران است. در هر خبری که از زیر شدیدترین فشارها و سانسورها به دست ما می رسد و در هر فیلمی که از آماج رگبار مسلسلهای نظامیان سوری به تصویر کشیده می شود، داستان مبارزه خود را می بینیم. همین همداستانی است که جنبش های آزادیخواهی منطقه را در کنار هم می نشاند و جباران و حاکمان سرکوبگر را در جبهه مشترک قرار می دهد. حاکمان همدست منطقه، امروز در سرکوب مردم  منافع  مشترک پیدا کرده اند و  در جنایت،  یکدیگر را همراهی می کنند. یکی دستگاه تبلیغ و دیپلماسی اش را مامور می کند که قتل شهروندان مبارز را مشروع جلوه دهد و آزادیخواهان را به عنوان فتنه گران و آشوبگران جلوه دهد و دیگری لشکر سرکوبش را به همراهی در جنایات  گسیل می دارد؛ یکی لشکر سرکوب به بحرین می فرستد و دیگری جوخه های امنیتی اش را به سوریه. اوج این نمایش های فریبکارانه آنجاست که  مدعیان رهبری مسلمین جهان از تریبون نماز جمعه تهران برای مردم مصر خطبه می خوانند و برای مردم فلسطین جامه می درند و در همان حال کشتار سوریان را مشروع اعلام می دارند. این ادامه همان توهم  مالیخولیایی است که اجازه می دهد بر مسند خداوندگاری تکیه زنند و بدین سان  بی محابا درباره جان افراد به قضاوت بنشیند و یکی را شهید بخوانند و دیگری را فتنه گر. از همین روست که امروز سیاهی چهره شان هویدا شده و تایید  جنایتهای شرکای سیاسی  و همدستی شان با ظالمان منطقه، طشت رسوایی شان را  بر زمین انداخته است. 


 تحولات اخیر منطقه حداقل حسنش این بوده که پرده از چهره نفاق آلود حکومت هایی که پشت دفاع از فلسطینیان و مخالفت با اسراییل پنهان شده اند و مسایل اعراب فلسطین را در هیاهوی تبلیغاتی وجه المصالح اهداف شوم خود کرده اند تا مشروعیتی کاذب برای خود و حکومت نامشروعشان ایجاد کنند برداشته است. مگر می توان همزمان هم مدعی دفاع از حقوق ملت فلسطین بود و هم به کشتار مردمان کشور خود دست زد؟ مگر می توان با موضوع حقوق بشر با استاندارد های دوگانه برخورد کرد و آدم کشی در فلسطین را محکوم کرد اما کشتار در کشور تحت حکومت خود و یا در کشورهای مشترک المنافع را جایز برشمرد؟ این ترفند دروغین حکومت های خودکامه کشورهای عربی از یک سو و هیاهوی تبلیغاتی حکومت مستبد ایران برای بهره برداری سیاسی از اوضاع آشفته فلسطینیان از سوی دیگر، قطعا از این پس نمی تواند موجبات فریب مردم منطقه را فراهم آورد. 


سوای عملکرد غیرقابل دفاع حکومت نامشروع و کودتایی ایران، ریخته شدن خون مبارزان سوری، براستی به جان آزادیخواهان ایرانی ناگوار آمده است.  ایمان داریم که  به مدد پایداری مردمان ، بیرق ظلم برچیده خواهد شد و کاخ لرزان استبداد در برابر شکوه حضور مردم فروخواهد ریخت.   خون آزادیخواهان سوری، فرش قرمزی خواهد شد برای قدوم مبارک آزادی . این سان که شما  ملت سوریه پرچم مبارزه را  با صلابت در دست  گرفته اید، و اینچنین پرغرور در اهتزازش پایمردی می کنید، دیر نباشد که بیرق  پیروزی را بر قله سعادت برافرازید. بدانید و آگاه باشید که در این راه آرزو و دعای خیر آزادیخواهان جنبش سبز  ایران، بدرقه راهتان خواهد بود.

جمعی از وبلاگ نویسان سبز
آخرین لیست وبلاگ های امضا کننده را از http://spinooza.blogspot.com/ دنبال نمایید.
·         در صورت تمایل به  امضا نمودن این نامه و اضافه شدن به این لیست، پس از انتشار این مطلب در وبلاگ خود، آدرس لینک مربوطه را به آدرس spinooza56@gmail.com ایمیل نمایید.


The human wave of people struggling against oppression, starting from Iran and passing by Tunisia, Egypt, Libya and Bahrain, has now reached the fortress of the Syrian authorities. It seems that this indomitable wave has no will to end its course and the flames of freedom, passing from hand to hand, is now within the grasp of you, courageous people of Syria. Your clenched fists, your strong will and your unimaginable struggle despite of the horrible bloodshed of that vicious government has awed Iranians and all the world.
Iranian freedom fighters, bearing their green flag, are also looking into the bright future and they have followed your movement since the first days. They all wish for your victory and feel a part of your sacred anger, excitement and hopes. Unfortunately, on the other side of the border, are seated those rulers whose frightened hearts do not understand the epic of the peoples presence and requests. They fear for the destruction of their palaces and the end of their despotism, therefore they ruthlessly use their weapons to quite the people, not knowing that this wave will swallow them.
For all people,  a day comes where they see their dignity and honor at stake and they have no other choice than to stand up. The Epic that you, courageous people of Syria have created, is oh so familiar for us Iranians. in any news that we receive despite the reinforced censorship, in any clip that we view from your fight and your struggle, we see our own story reenacted in your revolution. that sameness is what unites all freedom fighters of the region and puts the despots of our countries in the same front against their people. Today, the united rulers of these countries have the same benefits at stake and they compete with each other in the heinous crimes they commit against those people. One uses its media and diplomatic utilities to fight the combatants in order to justify their murder. They pretend that the freedom seekers are hooligans and that they deserve their atrocious fate, the other one sends its troops to fight defenseless civilians and yet the other, sends its squads to another country to help the despot contain the civil rights movements in Syria.  The height of this deception is shown when the person who pretends to be the leader of the Muslim world, uses the Friday prayer of Tehran to hypocritically shed tears on Palestinians and Egyptians and yet, ratifies the murder of the Syrians. This is nothing but the continuation of those paranoiac illusion that permits them to act like Gods and to ruthlessly judge and condemn whomever they find against their advantage; calling one a martyr and the other one an intriguant. That is why  today, their dark souls reflect in their faces and they can hide no more and their complicity with the murderers of the region cannot be denied anymore. 
The recent developments of the region had one great outcome: they can lure no one anymore, they cannot hide behind their defending the Palestinian people in their fight with Israel. The Palestinians' well-being cannot be used as a publicity for their dark ends in order to gain them some false legitimacy. How can they defend Palestinians and yet, murder viciously its own people? How can they justify the huge gap between the Human Rights and what is really going on in their own country without being trapped by the two scales, two measures concept? those treacherous tricks do not fool the people of this region anymore and they cannot misuse those publicity to gain any legitimacy whatsoever. 
Apart from the indefensible acts of the illegitimate government of Iran, the bloodshed of Syrian freedom fighters has a very  bitter effects on Iranians. We believe that with the peoples resistance, the kingdom of oppression cannot survive and the foundation of despotism is soon to be shaken and will disappear. The blood of many courageous Syrian fighters will pave the road to freedom. The way you Syrian people are carrying this fight, with so much pride and dignity, there is no doubt that you will soon succeed. You should be aware that the deepest prayers of the Green freedom fighters of Iran is with you in each of your steps.

A group of Green bloggers of Iran

آقای اوباما,آقای سارکوزی,آقای کامرون این عکس ها را قاب کنید و در اتاق خود بگذارید

 هشتصد و هشتاد کشته,5000 زخمی, بیش از 10000 بازداشتی و حداقل 500 نفر مفقود بلاتکلیف , نتیجه مرگ جامعه جهانی و سکوت قدرت های بزرگ در قبال کشتار مردم بی دفاع سوریه
http://www.facebook.com/ShaamNews


۱۳۹۰ اردیبهشت ۹, جمعه

اگر 600 نفر بس نیست! حداقل به ما بگویید چند نفر دیگر باید کشته شوند تا جامعه جهانی از بشار اسد بخواهد همین الان ! از قدرت کنار برود؟؟


 عجب رقابت نفس گیری بین دجالان مسلمان خاورمیانه درگرفته؟
عبدالله صالح یمنی روزی 10 نفر میکشد , قذافی روزی 30 نفر و بشار اسد روزی 60 نفر ! فعلا صدر جدول در اختیار اسد است با 600 کشته در 6 هفته !! یعنی متوسط 14 کشته در هر روز
 
دیروز نهم اردیبهشت (29 آپریل)نیز حداقل 62 نفر دیگر از مردم سوریه در جریان تظاهرات جمعه خشم و بدست حکومت دجال خاندان اسد( دجالی که روی دجال آخر زمان را هم سفید کرده !!!)  به شهادت رسیدند . با احتساب 530 شهید 6 هفته گذشته مجموع شهدا به 600 نفر نزدیک شد . از حکومت اسد و حکومت ایران که متحد استراتژیک آن اسد توقعی  نیست . باور کنید هیچ توقعی نیست که اسد خود دست به اصلاحات بزند که اگر میخواست این چند سال فرصت کمی برای اینکار نبود . ولی از این  نهادهای قدرت و نهادهای حقوق بشری حتما توقع هست
   
اگر 600 نفر بس نیست! حداقل به ما بگویید چند نفر دیگر باید کشته شوند تا جامعه جهانی از بشار اسد بخواهد همین الان ! از قدرت کنار برود؟؟



حقیقتا چه تفاوتی بین مردم لیبی با سوریه است؟یا شاید درست تر آن است که چه تقاوتی بین اسد و قذافی و یا چه تفاوتی بین سوریه و لیبی برای کشورهای دنیا است؟؟؟؟
لیبی چه دارد که سوریه ندارد؟

   
لا اقل به ما بگویید ما توقعمان را کم کنیم چون این روزها در خاطرات مردم ثبت شده و هرگز مماشات در برابر ظالم را از یاد نخواهند برد 

جایی مردمی در خاورمیانه برای آزادی سلاخی میشوند و جایی دنیا به تماشای عروسی شاهزاده میروند

والا !! من نمیدونم اسم این چی میشه؟؟؟

در تونس 50 نفر کشته شدند.
آمریکا و بقیه گفتند بن علی باید برود !
در مصر مجموعا 150 نفر کشته شدند که تازه بیشتر اونها در حمله به یک زندان (3 روز پس از شروع تظاهرات )بود.
دوباره گفتند مبارک باید
همین الان همین الان برود !
در لیبی تک تیر انداز ها از پشت بام مردم رو میزدند(جمعا 400 نفر)...مردم حمله کردند اسلحه هاشون رو گرفتند ....
گفتند قذافی باید برود...نرفت... جنگ شد!!1

حالا در سوریه نزدیک 530 نفر تا الان مردن....امروز هم جمعه خشم مردم سوریه است  و احتمالا بر تعداد شهدا افزوده خواهد شد!!! بزور یک قطعنامه درپیتی خواستند  صادر کنند...آنوقت روسیه و چین آنرا هم نگذاشتند
نمی دانم واقعا به چه اسمی ؟به چه دلیلی ؟
آخر گرو کشی و جنگ قذرت به چه قیمت؟
به قیمت جان انسان ها در یک کشور دیگر که تازه دارن سلاخی هم میشوند!!1


  
جایی مردمی در خاورمیانه برای آزادی سلاخی میشوند و جایی دنیا به تماشای عروسی شاهزاده میروند و بر سر زود یا دیر رسیدن ملکه شرط بندی میکنند
گریزی نیست
به افتخار شاهزاده و ملکه